حسناحسنا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

حسنا عزیز مامان و خاله

سه ماه و شش روزگی

سلام خاله جونی الان دقیقا سه ماه و شش روز از تولدت گذشته و دقیقا سه ماه و شش روز با اومدنت به زندگیمون به شیرینی زندگیمون اضافه کردی. بیشتر از همه البته مامانیت خوشحاله. برنامه پیاده رویمونم که کنسل شده چون تو حسابی مامانی رو مشغول کردی و خسته میشه و باهات حرف میزنه و نازت میده. امروز باز مهمون داشتین دوست بابا و خانمش. دیشب ما عروسی بودیم اونجا نی نی دختر دایی زهرا که یک ماهش بود و دیدم خیلی آروم بود با صدای موسیقی واسه خودش آروم یه جا خیره میشد یاد یه ماهگی تو افتادم که وقتی صدای موسیقی رو میشنیدی خیلی آرومت میکرد. اما الان بیشتر از همه دوست داری باهات حرف بزنیم و بازی کنیم. خاله فاطمه هم دیروز از تهران اومده بود. باهات بازی میکرد البته با...
3 آبان 1392

دانلود کتاب عید غدیر

  سلام عزیزان عیدتون مبارک لینکی که میذارم کتاب داستان زیبا فرشته ها در عید غدیر چه میکنند هست. کتاب زیبایی هست و مخصوص نی نی های عزیز حتما دانلود کنین.   http://www.parsbook.org/1389/03/fereshteha.html ...
2 آبان 1392

حسنا در این روزها،دوماه و 28 روز

  صورت مامانی رو تشخیص میدی و خوب نگاش میکنی البته ما رو هم نگاه میکنی. اما وقتی مامانی رو میبنی عکس العملت تغییر میکنه و بیشتر ناز میکنی واسش وقتی باهات حرف میزنیم با دقت نگامون میکنی. این روزا وقتی دستمون رو میذاریم تو دستت دستاتو محکم مشت میکنی و از جات بلند میشی و میشینی بعدشم تلاش میکنی که رو پاهات بمونی. این شده یکی از بازیات ماشالله خیلی هم تلاش میکنی. الان وقتی باهات بازی میکنیم برامون خوب میخندی. واسمون حرفم میزنی البته با زبون خودت. قاقا آآ. ما هم قانعیم. عاشق نشستنی و این که تو بغلمون به طرف روبرو نگهت داریم و قدم بزنیم و تو همه اطرافت رو ببینی. ...
25 مهر 1392

مهنا

این دختر خانم خوشکل مهنا، دختر پسر عمه مرتضی است. وقتی اومد خونمون حسنا رو دید گفت: از کجا خریدینش! خوشگله! مامانیم واسم نمیخره! اینم مهنا و داداشش محمد امین   ...
19 مهر 1392

دو ماه و 22 روز

سلام عزیزم امروز دقیقا دو ماه و 22 روز از تولدت گذشته. روز شمار وبلاگت باعث شده من به گذران عمر خودم بیشتر توجه کنم. هر وقت دارم میشمرم که کی میشه تو بزرگ شی و با دیدن کارای جالبی که هر روزه انجام یدی، اون وقته که به بزرگ شدن خودم و توانایی های خودمم بیشتر توجه میکنم! خاله جونی الان دیگه میتونی پاهاتو رو زمین بذاری هر وقت پاهات به جایی میخوره فشار میدی و با سرت حرکت میکنی. مامانی که این کارت واسش جالب بود هی پاهاتو نگه میداشت و تو با سرت میرفتی عقب. وقتی باهات با زبون خودت حرف میزنیم خیلی ذوف میکنی انکاری همزبونتو پیدا کردی. تند تند باهامون حرف میزنی. هی میگی:آ، قا، قاقا و یه سری حرفای نامفهوم دیگه. دهنتم مثل جوجوها باز میکنی و بعد می...
19 مهر 1392

روز جهانی کودک

سلام حسنا جون، امروز هشتم اکتبر برابر با 16مهر در تاریخ شمسی روز جهانی کودک نامگذاری شده، منم طبق روال گذار مناسبت ها تبریک میگم این روز رو بهت خاله جون. هر چند اینقده این روزا سرم شلوغ بود یکم از دنیای شاد بچه ها فاصله گرفته بودم. اومدم به کامنتا سر زدم که دیدم دوست وبلاگیت این روز رو بهت تبریک گفته. دستش درد نکنه از بابت یادآوریش. منم گفتم اِ واسه حسنا چیزی نگرفتم! بعدش باز در جواب خودم گفتم: حسنا که چیزی یادش نمیمونه. خب گولش میزنم سال بعد میخرم! اما یکم که باز در حال گفتگو با خودم بودم متوجه شدم که حسنا چند سالی بیشتر کودک نیست و ما فقط چند سال فرصت داریم این روز رو بهش تبریک بگیریم و جشن بگیریم واسش. کودکی دنیای شیرینه. دیروز تو کلا...
17 مهر 1392