یک ماه و 28 روزگی حسنا
سلام خاله جون امشب خونه ما مهمونی اومده بودی. منم کلی باهات بازی کردم اما زیاد حوصله نداشتی. نمیدونم چرا اینقدر بی حال بودی هی زبونتو در می آوردی مثل عکس. نمیفهمیدیم میخوای بالا بیاری یا گشنه. زبونتو در میاوردی شبیه پیشی ملوس میشدی. برای دیدن سری کامل عکس های امروز حسنا به ادامه مطلب بروید. برید دیگه دارین به چی نگاه میکنین الان دیگه نگاه کردن رو یاد گرفتی وقتی یه نفر باهات حرف میزنه این طوری بهش نگاه میکنی. فدای خنده های بی صدات بشم. این طوری بهمون لبخند میزنی ولی هنوز قهقهه نمی زنی چیه خجالت کشیدی خاله؟! انگاری دوربین واست عجیب غزیبه اینطوری کج نگاش میکنی خانم جون اومد به مامانیت گفت یکی با حس...
نویسنده :
خاله
15:58










