حسناحسنا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

حسنا عزیز مامان و خاله

عید نوروز و حسنا

حسنا خانم شیطون امسال اولین عیدی بود که کنار مامان بابا بودی و تنوع داده بودی به زندگیشون. مامانی سفره هفت سینو رو اپن چید تا دست توی شیطون بهش نرسه. سالای دیگه که بزرگ تر شدی خودت به مامانی تو چیدن سفره کمک میکنی. لحظه سال تحویل گلزار شهدا بودیم . عکس اول هم سبزه رو مزار یکی از شهدای گیلان هست.       ...
14 فروردين 1393

حسنای بازیگوش

ببین چه ذوقی میکنی گذاشتیمت رو مبل. از بس ورجه وورجه میکنی مامانی موقع عکس گرفتن همش مواظبته یه وقت نیفتی. این لباسم وقتی به دنیا اومده بودی خاله فاطمه واست گرفته بود که الان اندازت شده. چقدر هم این رنگ بهت میاد!!! دست گل خاله فاطمه هم درد نکنه که همش واسه حسنا لباسای خوشکل خوشکل میگیره. ...
26 اسفند 1392

لباس حسنا اندازش شد.

خاله جونی این روزا شاخص اینکه اندازه بگیریم بزرگ شدنتو پوشوندن لباسای مختلف تو تن تو هست. این لباسو قبل اینکه به دنیا بیای مامان بزرگ برات از سوریه آورده بود و قبلا بلوزش مثل پیراهن بود برات و اندازت نبود اما حالا دیگه اندازته. فعلا که زمستونه و خیلی کم میشه ازش استفاده کرد. دست گل مامان بزرگ جونت درد نکنه. ...
26 اسفند 1392

خانه گردی حسنا

خاله جونی این روزا تند و تند همه قسمتای خونه سیر و سلوک میکنی. مامانی هم مجبور شده که سرامیک رو بپوشونه تا تو یه وقت سرت نخوره به سرامیک. البته باز یه قسمتایی خالیه. ...
26 اسفند 1392

هفت ماهگی حسنا

سلام عزیز خاله هفت ماهگیت مبارک  هفت ماه مثل برق و باد گذشت و ما اصلا متوجه گذر زمان نشدیم. تو هر بار که میخوابی و بلند میشی یه حرکت جدید انجام میدی و ما اینطور میفهمیم که زمان در حال گذره و حسنا بزرگ میشه. این روزا صداهای مختلف رو میتونی ادا کنی. سینه خیز میری و حرکاتت تند شده و کم کم میتونی خودتو بلند کنی و فکر کنم همین روزا به راحتی بتونی چهار دست و پا بری.قبلا با کمک مینشتی و اما حالا میتونی خودت تنها بشینی اما باز بیشتر از پنج دقیقه نمیتونی و خسته میشی و ما هم مواظبتیم که زمین نخوری. عاشق غذا خوردنی و وقتی میبنی که داریم غذا میخوریم آروم و قرار نداری و سریع خودتو به غذا میرسونی. مثل گربه ملوسا اونقدر نگامون میکنی تا اینکه دلمون ...
22 اسفند 1392

حسنا بی دندون با ندون میشه.

سلام حسنا با دندون. قبلا هی میگفتیم بهت حسنا بی دندون افتاد تو قندون! اما حالا که میخندی قسمت لثته های پایینت دو تا مهمون کوچولو نشونشون هست که دارن میان. فعلا سفیدش مشخص نیست اما وقتی دستمونو با حرص میکشی و دندون میگیری انگشتمونو تیزیشو حس میکنیم. چند روز دیگه میگیم حسنا دلمون برا خنده های بی دندونت تنگ شده هر چند الان مشتاقانه منتظریم که دندونات کامل در بیان. ...
22 اسفند 1392