حسنا و نی نی بازی
روزها تند و تند سپری شدن و نی نی کوچولوی ما اینقدر بزرگ شد که دیگران رو نی نی میبینه و حتی دوست داره نی نی رو بخوابونه! امشب مامانی یه بازی جدید بهت یاد. یه بالش کوچولو بهت داد و عروسکت رو رو پات گذاشت و تو تکون میدادی تا نی نی لالا کنه. مامانی هم همزمان یه عروسک دیگه رو پاش گذاشته بود و بهت یاد می داد اما تو حسودیت میشد و تا میدی مامانی داره عروسک رو ، رو پاش تکون میده عروسک رو میزدی زمین و خودت میرفتی رو پای مامانی! این روزا بازی با عروسک رو یاد گرفتی و با عروسکات بازی میکنی. مخصوصا عروسک سیب زمینی که عمه ناهید برات عیدی خریده گذاشته تو سبد اسباب بازیات و باهاش بازی میکنی. ...





