حسناحسنا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

حسنا عزیز مامان و خاله

حسنا با دیدن عکس خودش ذوق میکنه و میگه نی نی

شیطون بلا امشب خونمون بودی. اولش که بابا اومده بود دنبالت تا دیدی من اتاق کامپیوترم مثل برق از پله ها اومدی بالا و وقتی عکست رو تو صفحه دسکتاپ دیدی ذوق کردی و گفتی نی نی! نی نی. بابایی میخواست تو رو ببره خونتون. کامپیوترو خاموش نکردم و بردمت پایین اما گریه میکردی و میگفتی نی نی. بعد بابایی گذاشتت زمین. تند تند از پله ها بالا رفتی و با دست کامپیوترو به بابایی و پدر جون مادر جون نشون دادی و هی میگفتی: نی نی. نی نی. بابا اینا کلی خندیدن واسه این عکس العملت. بابا که میخواستت ببردت خونه گریه میکردی و نمیرفتی و هی میگفتی: نی نی. دیگه به توصیکردم و بهت نشون دادم که نی نی نیست. بهت گفتم نی نی رو هاپو خورد. بعدش گفتی: هاپ هاپ و باهامون بای بای کردی و...
5 تير 1393

بازی

تو این ماه باهات زیاد بازی بده، بگیر رو انجام میدادیم. مثلا اسباب بازیات که دستت بود میگفتیم حسنا بده به من میدادی دستم و بعدش منتظر میشدی که من بدم بهت. دالی بازی. : یه روسری میدیم بهت و دقایقی مشغولت میکنه. روسری رو میذاری سرت و بعد برمیداری میگی:دااااااا بعدش هم در دنبالش روسری رو سر خودمون میذاریم و تو میدویی و از سرمون برمیداری میگی: دااااا اسم همه اجسام رو نمیدونی اما میدونی کاربردش چیه. مثلا کنترل رو بر میداری و به تلویزیون نگاه میکنی که روشن شه. از پریز برق خوشت میاد و روشن خاموشش میکنی. این ماه برای عکس گرفتن ازت مصیبیتی میکشیم. چون شدیدا از دوربین خوشت میاد و تا چشمت به دوربین بیفته بهونه میگیری که دوربین رو بدیم دستت. ...
4 تير 1393

الله اکبر گفتن حسنا

دیشب خونتون بودم و وقتی داشتم نماز میخوندم تو هم مثل همیشه سریع اومدی پیشم و مهرو برداشتی البته از دست تو مهرو دستم میگرفتم تا نخوریمش. الله اکبر رو که تکرار میکردم تو هم با هام میگفتی آ اَک. بعد نماز تا یه ساعت هی میگفتی آاَک.
4 تير 1393

حسنا از پرتاب اجسام خوشش میاد

از امروز حرکت جالبی یاد گرفتی که من و مامانی و دایی بهت کلی خندیدیم. حدود ده دقیه ظرف خودت رو پرت میکردی و صدای عجیب غریبی در میاوردی. فکر کنم دیگه پرتاب اجسام برات جالب باشه. خدا کنه این مرحله گذر رو هم به خوبی و خوشی طی کنی و خراب کاری نکنی و وسایل خونمون رو نشکنی  آخه بعضی از بچه ها زیاد تو این مرحله میمونن و عکس العمل اطرافیان بهشون اجازه نمیده که این مرحله رو سریع رد کنن. ...
4 تير 1393

طه دوست حسنا

این آقا پسر ناز، پسرِ پسر عمه مامان(مجتبی) هست و تقریبا سه ماهی از حسنا کوچیکتره. خدا حفظش کنه واسه مامان باباش حسنا و رها(دخترِ دخترعمه راحله حسنا و  تبسم  (دختر دختر عمه ناهید) ...
2 تير 1393