حسناحسنا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره

حسنا عزیز مامان و خاله

دخملی دخمل تر شد.

1392/8/29 1:24
نویسنده : خاله
404 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خاله جون. امروز با یه برچسب دختر بودنت نمایان تر شد. چون شما که هنوز کچل هستی ما هم هی باید به همه توضیح بدیم که دختری! آخه هر کی میبینه تو رو میگه دختره یا پسر؟! ما هم میگیم یعنی مشخص نیست. اما امروز مامان بابا بالاخره بردنت رو گوشت رو سوراخ کردن 8/8/92 . امروز تولد دایی رحیم هم بود. این رمزو میذارم تا یادمون باشه که سالروز سوراخ کردن گوشت هی بود. مامانی امروز خیلی استرس داشت چون فکر میکرد خیلی جیغ و داد راه بندازی. به مامانی میگفتم خودت که میتونی گوش حسنا رو سوراخ کنی مگه یکی از کارای پرستارا این نیست! اما مامانی میگفت دل اینو ندارم که درد کشیدن بچمو ببینم. بعد یک سال و نیم انتظار  که دکتر اومد و شما هم تو مطب خوب تو بغل بابایی خوابیدی. بعد آقا دکتر اومد و باهات سلام و احوالپرسی کرد. اول رو گوشت علامت گذاشت. بعدشم به پرستار گفت که تو رو سرگرم کنه وقتی پرستار سرتو نگه داشت تا دکتر گوشتو سوراخ کنه جیغ میزدی ما هم فکر کردیم که گریت ادامه دار میشه. اما جیغ زدنت لحظه ای بود یعنی همون موقع جیغ زدی و بعدشم انگار نه انگار. خیلی واسمون جالب بود. قبلش که بابایی هی تو گوشت میخوند که حسنا ببین مامان و خالت میخوان ببرنت گوشتو ببرن ببین من چه مهربونم من نمیخوام! مامانی هم میگفت دخملم میخواد دخمل تر شه! خلاصه اینکه دختر خوب و آرومی بودی. آخه مامانی میگفت حسنا ناز نازی شده فکر کنم خیلی جیغ و داد راه بندازه اما خدا رو شکر خیلی خیلی خوب بودی!

اینم کیک تولد دایی جون

اینم عکس بچگی های دایی رحیم . فکر کنم یکم شبیه دایی رحیم باشیا!

عکس های کامل حسنا در مراسم سوراخ کردن گوش در ادامه مطلب

اینجا بابایی میگفت حسنا با خیال تخت خوابیده! خبر نداره چه جنایتی قراره صورت بگیره

وای مثله اینکه حسنا فهمید! باشه خاله ترسیدیم این چه قیافه ایه. بابا شوخی میکنه ما دوست داریم

آفرین دختر خوب مامانی فقط میخواد دخمل تر شی!

برای اولین بار کلاه سرت گذاشتیم ساکت موندیا. معلومه نمیخوای امروز اذیت کنی

داری شعار میدی خاله!!!!

حالا رسیدیم مطب دکتر و حسنا منتظره تو بغل مامانی و آروم نشسته

آقای دکتر خیلی دیر کرد و مامانی خسته شد. حسنا هم تنوع میخواد واسه همین میره بغل باباییش

وقتی حسنا بی تابی میکنی باباییش این مدلی نگهش میداره و حسنا آروم میشه

حسنا دیگه خوابش گرفته

و آقای دکتر بالاخره بعد دوس العت تشریف آوردن و عکس گرفتن خاله هم متوقف شد چون عملیات خیلی جدی بود.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

maryam
9 آبان 92 11:22
salam mobarake dokhmal khanom...tavalode daee rahim nohome abane pas mishe shabe tavalode daee
.pas ham tvalode daee mobarak ham dokhmaltar shodane fereshte kocholoton.


سلام ممنون از لطفتون. آره تولد داییش نهمه. دیگه نخواستم زیاد توضیح بدم
زهرا
17 آبان 92 10:14



تو هم کیک میخوای دخترخاله؟!!!!!!