غم های کوچیک حسنا
سلام خاله جون. وقتی به صورت معصومت نگاه میکنم همه غم ها یادم میره. وقتی گریه میکنی دنبال دلیل گریت می گردیم دلیلش از 4 تا مسئله فراتر نمیره. یا میخوای آروغ بزنی و دلت درد میکنه. یا جاتو خیس کردی، یا گرسنته، یا خسته ای و خوابت میاد و...
ای کاش همه آدم ها این طور بودن. به عبارتی گریه زبان تو هست وقتی کوچیکی. گریه آدم بزرگا دیگه این دلیلای کوچیک تو رو نداره. حل درداشونم به آسونی ساکت کردن تو نیست. لذت ببر از کودکیت عزیزم. وقتی بهت نگاه میکنم و تو بهم زل میزنی رو خیلی دوست دارم. همش میگم یعنی منو میبینی. یعنی این نگاه رو به خاطر داری. همش میگم حسنا بزرگ شد کی میشه! چه شخصیتی داره. شخصیت مستقلش چطوریه! آیا ما در آینده عاملی میشیم برا بارور نشدن استقلال و استعدادای بالقوش؟! آیا حسنا ما رو سدی میبینه در مقابل هدفاش! ما رو دوست خواهد داشت! وقتی بهش میگیم حسنا این راهو رفتیم نرو بن بسته به حرفمون گوش میده یا ما یه عامل مزاحمیم براش که آزادیشو گرفتیم.


غم های کوچیک حسنا
